بورس

اقتصاد ایران در افق سند همکاری تهران-پکن

1400/1/10

 

طی چند روز گذشته قریب به اتفاق رسانه‌های داخلی و خارجی به نقد و تحلیل سند همکاری 25 ساله ایران و چین پرداختند. چه بسا برخی در مخالفت و برخی در حمایت از آن برآمده و به تشویق و تقبیح آن پرداختند ولی واقعیت چیست؟ آیا ماهیت این سند همکاری یک خطر جدی برای کشور به شمار می‌رود یا حکم یک نجات در شرایط کنونی را برای اقتصاد بحران زده ایران دارد؟ جواب مشخص است؛ هیچکدام. این سند همکاری به صورت بالفعل نه بد و نه خوب است و این طرفین این سند همکاری هستند که می‌توانند از طریق همکاری امضا و اعلان شده، منافع ملی خودشان را تامین و تضمین یا حتی تضعیف و وابسته کنند.

اولین نکته مهم درباره این سند همکاری آن است که این سند صرفا به مفهوم قول دو طرف برای آغاز همکاری در آینده است. این قول همکاری نه ضمانت اجرایی و تعهدی را بر طرفین تحمیل می‌کند. نکته اصلی اینجاست که این سند همکاری وقتی معنا و مفهوم و ماهیت اجرایی خواهد داشت که طرفین در قالب و بستر این سند همکاری با یکدیگر قراردادهای دوجانبه یا حتی چندجانبه امضا کنند.

نکته بعدی آن است که هنوز محتوا و جزییاتی از این سند منتشر و علنی نشده است و بر همین اساس نمی‌توان، ابعاد، اهداف و راهبردها یا تاکتیک‌های آن را تعریف کرد و تمیز داد که بعدا بخواهیم بر اساس این مشخصات در مقام مدح یا ذم این سند همکاری 25 ساله برآییم.

نکته سوم آن است که اساسا همکاری در ابعادی بین 2 یا چند کشور یک رسم معمول در عرصه جهانی بوده و هست و برهمین اساس نمی‌توان سند همکاری 25 ساله ایران و چین را یک استثنا یا یک اتفاق نابهنگام خیال کرد. به ویژه اگر یک طرف این همکاری و توافق، یک کشوری قرار داشته باشد که قدرت برتر در عرصه جهانی شناخته شود و در خصوص این سند همکاری 25 ساله، باید به توانایی بالای چین در اقتصاد جهانی اذعان داشت و قبول کرد که از این حیث ایران مرتکب کاری عجیب و غیرعرف در عرصه جهانی نشده است.

نکته چهارمی که باید به آن توجه داشت، این است که خوبی یا بدی هر نوع همکاری بستگی به رویکرد طرفین دارد. در واقع همکاری ذاتا و ماهیتا یک هدف و نتیجه محسوب نمی‌شود و آن را چون مساله «مذاکره» می‌توان یک وسیله برای رسیدن به اهداف ثانویه برشمرد. بنابراین اگر ایران در بستر این سند همکاری بتواند امکانی برای رشد اقتصادی خودش مهیا کرده و شاخص‌های مهمی چون نرخ رشد اقتصادی یا میزان تولید ناخالصی خود را تقویت کند، قطعا توانسته این سند همکاری را به یک اتفاق خوب بدل کند و برعکس اگر در قالب این سند همکاری و قراردادهای متبوع آن دچار وابستگی اقتصادی به چین یا هرکشور دیگری شود، قطعا این سند همکاری یک اتفاق شوم و بحرانی دیگر برای اقتصاد کشور خواهد بود.

اما این سند همکاری چگونه می‌تواند برای اقتصاد کشور موثر باشد؟ این شاید مهمترین سوال افکار عمومی داخل کشور در قبال این سند همکاری 25 ساله باشد. این سند هرچه به سمت تجهیز زیرساخت‌های اقتصادی و تولیدی و کارآفرینی در کشور پیش برود، قطعا مفیدتر خواهد بود. هرچند که در این میان، مقامات تهران احتمالا ترجیح خواهند داد که در بازه زمانی نزدیک چین از طریق بازاریابی برای فروش مشتقات نفتی و گازی ایران موجبات افزایش درآمد نفتی ایران در سال 1400 و در پس رفع احتمالی تحریم یا حتی عدم آن فراهم کند.

مساله بعدی درباره اهمیت این سند همکاری در آن است که ایران بتواند از طریق این سند، بازار کار و تولید را در داخل کشور پویا کند.  ایران در قالب این سند می‌تواند قراردادهای تجاری و اقتصادی را با چین منعقد کند که طی آن فعالیت کارخانجات و تولیدی‌ها دوباره از سر گرفته شود و این اتفاق در همان ابتدای امر تا حدود زیادی نرخ بیکاری را در کشور تحت تاثیر خودش قرار می‌دهد. اثر بعدی این اتفاق در ادامه می‌تواند بازار بورس ایران را با یک رشد همراه کند که اگر در این میان تحریم‌ها نیز برطرف شود و ایران FATF را بپذیرید، میزان این رشد دوچندان بوده و سرآمد این نوسانات مثبت متوجه سهام‌های صادراتی و پتروشیمی‌ها و معادن باشد.

مساله بعدی درباره تبعات این سند همکاری مربوط به آینده تحریم‌ها می‌شود. اگر ایران موفق نشود از طریق برجام، تحریم‌ها را لغو کند و در ادامه نیز به دلیلی از پذیرش FATF سرباز بزند، این سند همکاری در خوش بینانه‌ترین حالت و در صورت مساعدت چین می‌تواند بستری برای دور زدن تحریم‌ها و ممنوعیت‌های نقل و انتقالاتی بانکی باشد که در این میان قطعا وضعیت ارز دیجیتال در کشور با یک رشد مضاعفی همراه شود.

 

 

نظر خود را با ما به اشتراک بزارید

نام *
ایمیل
متن کامنت *