وعده‌هایی که جیب ما را بلعید

پست شده توسط علی هاشم


تاریخ انتشار : 1399/6/31


وعده‌هایی که جیب ما را بلعید

دوشنبه شد و در آخر نفهمیدیم که آن شنبه یا یکشنبه‌ای که قرار بود همه در کنار هم به جشن و پایکوبی بپردازیم و فارغ از هیاهو جهان خوشحال و شاد و خندان باشیم دقیقا چه بود.

البته شاید امروز از خواب بیدار شدیم و تحت تاثیر خوشی زیادی که تجربه کردیم هیچ چیز از این دو روز یادمان نیست ولی بلافاصله که به کیف پولمان مراجعه کردیم متوجه شدیم مقداری پول از آن کم شده. در این جشن چه خرج‌هایی کردیم که این مقدار پول را از دست دادیم؟

هرچه می‌خواهید بخرید یک هفته صبر کنید

بعد از اینکه رئیس‌جمهور وعده‌ی گشایش اقتصادی داد و تبلیغات فراوانی از طرف معاونین و مشاورین دولت صورت گرفت انتظار یک همراهی اجتماعی و ایجاد امید در بین مردم می‌رفت اما دقیقا برعکس این انتظار اتفاق افتاد. تا حسام‌الدین آشنا گفت هرچه می‌خواهید بخرید یک هفته صبر کنید شاید خیلی‌ها به این توصیه گوش دادند اما عده‌ای هم برخلافش هرچه نمی‌خواستند بخرند هم خریدند.

از آن موقع تا به امروز نه تنها گشایش اقتصادی‌ای مشاهده نشد بلکه هم بازار بورس ریزش را تجربه کرد و هم طلا، دلار، مسکن و خودرو با افزایش باور نکردنی قیمت روبرو شدند.

فردی را فرض کنید که یک خودرو 200 میلیونی را نخرید تا گشایش اقتصادی صورت بگیرد اما همان ماشین الان نزدیک به 300 میلیون قیمت دارد.

گشایشی که نه تنها صورت نگرفت بلکه حتی دولت و مجلس نیز اصلا به روی خود نیاوردند که این وعده به کجا رسید.

جشن‌هایی که عزاست

تازگیا دولت هر وعده‌ای که می‌دهد جنجال درست می‌شود. آخرین وعده‌ای که حسن روحانی داد جشن ملی در روز شنبه یا یکشنبه بود. این خبر با واکنش بسیاری روبرو شد و دوباره جنجال آفرینی کرد. آنقدر این وعده محکم داده شد که بدبین‌ترین منتقد دولت هم منتظر یک خبر بزرگ در این دو روز بود.

گمانه‌زنی‌های متفاوت از این جشن آغاز شده بود. توافق جامع با آمریکا؟ بازگشت به برجام؟

اما شنبه و یکشنبه آمدند و حرفی زده نشد که بوی جشن بدهد. مهم‌ترین خبر، فعال‌سازی مکانیزم ماشه توسط آمریکا و در مقابلش حمایت اروپا از ایران بود. رئیس‌جمهور هم این رفتار آمریکا را غیرقانونی دانست. تمامی این اتفاقات را که مرور کنیم هیچ نشانه‌ای از جشن نمی‌بینیم.

دوباره قیمت‌ها بالا رفت و بورسی که درحال بازگشت به یک روند منطقی و اصولی بود با ریزشی باور نکردنی روبرو شد. شاید هیچکس فکرش را نمی‌کرد در این دو روز واکنش بازار انقدر منفی و بد باشد.

جشن چه شد؟

جالبی داستان آنجایی است که دولت هیچ حرفی دیگر از جشن نزد. حداقلی‌ترین توقع این بود که مثل وزیر جوان که وعده‌ی سورپرایز داد و بعد از آن از سرویس جدید پستی رونمایی کرد دولت هم جایی را افتتاح کند یا حرفی بزند که بعد بگوییم: آقا این کجاش جشن بود؟ اما حتی همین کار را هم از سوی دولت ندیدیم.

تنها اتفاقی که افتاد این بود که ارزش پول ملی باز هم کاهش پیدا کرد و جیب ما از روز قبل از وعده خالی‌تر شد. البته شاید کمی برای قضاوت زود باشد و هنوز هم بشود به رئیس دولت تدبیر و امید، امید داشت که همانند روزهای اول ریاست با خبری مردم را به خیابان بکشاند و بازهم جشن و پایکوبی به راه بیاندازیم، اما بهتر نبود اگر واقعا اتفاقی درحال رخ دادن است، دولت صبر کند و بعد از نهایی شدن مردم را سورپرایز کند؟

جستجو