تاریخچه بورس؛ از خانه واندر بورس تا خیابان سعادت آباد

پست شده توسط علی هاشم


تاریخ انتشار : 1399/6/27


تاریخچه بورس؛ از خانه واندر بورس تا خیابان سعادت آباد

شاید زمان زیادی از وقتی که آغاز به فعالیت بورسی کرده‌ایم نگذشته و در طول این مدت با چالش‌های فراوانی روبرو بودیم که باید با همه آن‌ها مبارزه می‌کردیم و پشت سر می‌گذاشتیم. روزهای منفی بازار که فرا می‌رسید نمی‌دانستیم باید چه کنیم. از طرفی استرس شرایط بازار و از طرفی هم ارسال ویدیو معروف بامشاد از طرف دوستان و مسخره شدن بخاطر فعالیت بورسی. اینکه اطلاعاتی جامع و علمی از بورس نداشتیم گاهی ناامید و دل سردمان می‌کرد. اما شاید بهترین راه برای مقابله با این چالش‌ها تبدیل شدن به یک فعال بورسی باشد که به خوبی بازار و تاریخچه آن را می‌شناسد.

در این مقاله سعی داریم تا در کنار هم به تاریخچه پیدایش بورس در جهان و آغاز فعالیت آن در ایران بپردازیم.

بادبان‌ها را بکشید

در گذشته عمده تجارت و فعالیت بازرگانی در دنیا مربوط به کشتیرانی بود. بازرگانان در کشورهای گوناگون به صادرات و واردات مشغول بودند. اما مشکلی که وجود داشت خطرات بسیار زیاد کشتیرانی بود. در شهر بروژ بلژیک بازرگانان به یک ایده‌ای رسیدن تا ضرر کمتری در مواقعی که کشتی دچار سانحه می‌شود متحمل شوند.

آن‌ها برای هر تجارتی که می‌خواستند انجام دهند شروع به فروش اوراق مشارکت می‌کردند. به این ترتیب که هر وقت قصد تجارت داشتند با مشارکت دیگران دست به این کار می‌زدند تا در صورت بروز مشکل، میزان کمتری ضرر به آن‌ها وارد شود. البته که سود هم در این شیوه کم‌تر بود اما ارزشش را داشت.

رفته رفته و با استقبال دیگر تجار و فراگیر شدن این سیاست، مردم هم به مشارکت در تجارت علاقه‌مند شدند و شروع به خرید اوراق مشارکت کردند. این خرید و فروش اوراق مشارکت در محلی انجام می‌شد که مهمانخانه یک بزرگ‌زاده‌ی بلژیکی به‌نام "واندر بورس" بود و به همین دلیل به این بازار بورس گفته می‌شود.

لاله‌های نارنجی وارد می‌شوند

حدود 250 کیلومتر دورتر از بروژ و در شهر آمستردام هلند، اولین بورس اوراق بهادار در جهان شروع به فعالیت کرد. در این شهر با الهام گرفتن از شیوه‌ی بازرگانان بلژیکی شروع به فروش سهام شرکت‌ها کردند و اولین شرکتی که سهام خود را به مردم عرضه کرد کمپانی هند شرقی بود. مردم با خرید سهام این شرکت در سود و ضرری که در طول فعالیت‌های بازرگانی و اقتصادی نصیب شرکت می‌شد سهیم بودند. دیگر سود و زیان شما به یک کشتی و به سودی که یک محموله صادراتی داشت مربوط نمی‌شد. در واقع شما یکی از صاحبان این شرکت بودید.

رفته رفته در دیگر کشورهای دنیا نیز این سیاست پیاده شد و با استقبال دولت‌ها و مردم روبرو شد. هرروز کشور‌ها و شرکت‌های جدیدی به بورس علاقه‌مند می‌شدند و روز به روز به تعداد شرکت‌های سهامی افزوده می‌شد.

تویی که نمی شناختمت

شرکت‌ها و اقتصاددان‌ها هرروز درس جدیدی از بورس می‌گرفتند و سعی می‌کردند از هر راهی برای سود بیشتر استفاده کنند. ناشناخته بودن بورس باعث می‌شد این افراد راحت دست به ترفند بزنند. برای مثال جان لاو، وزیر اقتصاد فرانسه در زمان لویی پانزدهم از شیوه‌ای استفاده کرد که همین امروز هم آن را شاهد هستیم. وقتی جان لاو به عنوان وزیر اقتصاد (به مفهوم امروزی) منصوب شد کشور فرانسه اصلاً وضعیت خوبی نداشت. بدهی زیاد دولت به مردم و نارضایتی عمومی هر روز را برای حکومت یک روز چالشی می‌کرد. جان لاو که مدت زیادی را در هلند زندگی کرده بود و مجذوب بازار بورس آمستردام شده بود سعی کرد از بورس به عنوان راه نجات کشور استفاده کند. او چندین شیوه مختلف را برای صاف کردن بدهی دولت به مردم مورد استفاده قرار داد که یکی از آن‌ها به شدت خلاقانه بود. البته خلاقیت جان لاو در ادامه کار دست او و فرانسه داد و می‌توان آن را پایه‌گذار انقلاب کبیر فرانسه دانست. جان لاو تصمیم گرفت سهام شرکت می‌سی‌سی‌پی که انحصار تجارت با مستعمرات آمریکا را در اختیار داشت به مردم بفروشد. جان لاو همزمان با عرضه سهام این کمپانی به مردم شروع به تبلیغات گسترده کرد. او با حرف‌های غیر واقعی از فعالیت این شرکت و بیابان‌هایی که در آمریکا در دست داشت از آن یک فضا رویایی در بین مردم ساخت. فرانسوی‌ها که در تصوراتشان یک بهشت را می‌دیدند برای خرید سهام این کمپانی هجوم آوردند و ارزش سهام این شرکت هرروز بیشتر می‌شد. کم‌کم اخبار واقعی از وضعیت کمپانی و واقعیت آمریکا به گوش مردم می‌رسید و آن‌ها بیشتر می‌فهمیدند که بجای بهشت در یک جهنم سرمایه‌گذاری کردند. همان هجوم برای خرید تبدیل شد به هجوم برای فروش و سقوط ارزش سهام. این اتفاق را امروزه به اسم حباب قیمتی و ترکیدن حباب می‌شناسیم. حبابی که با ترکیدنش و هجوم مردم برای پس گرفتن دارایی‌های خود از بانک‌های دولتی، باعث یک بدهی عظیم دیگ برای فرانسه شد.

این اتفاقات فقط در فرانسه رخ نمی‌داد. دورتر از فرانسه و در کشور آمریکا بعد از چندین سال بورس در محله منهتن شهر نیویورک و در وال‌استریت شروع به فعالیت کرد. وال استریتی که امروز معروف‌ترین خیابان بازار بورس محسوب می‌شود چرا که ساختمان بورس کشور آمریکا و بزرگترین شرکت‌های سرمایه‌گذاری در آن واقع شده. بعد از شروع فعالیت بورس در وال‌استریت همه چیز پشت درب‌های بسته رخ می‌داد. سهامداران و سرمایه‌گذارها هیچ چیز از اتفاقاتی که در جریان بود نمی‌دانستند. عده‌ای که در این جلسات اجازه حضور داشتند می‌توانستند هر تصمیمی بگیرند و روندی که مناسب بود، برای خود ایجاد کنند. مفهومی که امروز شاید به این غلظت مشاهده نکنیم ولی بی‌شباهت با مفهوم بازارگردان‌های بازار نیست. بازارگردان‌هایی که می‌توانند در اتفاقات بازار بیشتر از هرکسی تاثیر بگذارند و خلاف جریان آب شنا کنند.

بورس هر روز کشور جدیدی را فتح می‌کرد و در حال ساخت بزرگ‌ترین امپراطوری در تاریخ بود. در هر کشوری هم که وارد می‌شد اتفاقات منحصر به فردی در آن رخ می‌داد و مثل فرانسه و آمریکا مفهوم جدیدی را به بازار اضافه می‌کرد.

بورس در مرز پرگهر

سال 1315 بود که بورس تصمیم گرفت ایران را هم فتح کند. مطالعات اولیه بورس توسط یک فرد بلژیکی به‌نام "ران لوترفِلد" آغاز شد و بعد از مدتی اساسنامه بورس ایران نوشته شد. اما در آن روزها و با شروع جنگ جهانی، آغاز فعالیت بورس ایران به دست فراموشی سپرده شد. کشور دچار اتفاقات سیاسی و اجتماعی فراوانی شده بود که قطعاً در بین این همه مشکل، شروع بورس هیچ جایگاهی نمی‌توانست داشته باشد. تا سال 1341 پروژه بورس در حال خاک خوردن بود تا اینکه تصمیم بر آن شد که این پروژه دوباره از سر گرفته شود. برای این کار هیئتی از بروکسل بلژیک به سرپرستی دبیرکل بورس بروکسل به ایران آمدند تا با همراهی کمیسیونی داخلی به راه اندازی بورس مشغول شوند. نهایت 4 سال بعد یعنی سال 1345 قانون بورس اوراق بهادار در مجلس تصویب شد. بالاخره در بهمن سال 46 بود که بورس به‌شکل رسمی در کشور آغاز به کار کرد و چند معامله بر روی سهام بانک توسعه صنعتی و معدنی به عنوان بزرگترین واحد اقتصادی کشور انجام شد.

بورس تهران در حال پا گرفتن و پیشرفت بود تا ایران دچار تحولات سیاسی و انقلاب شد. سال 57 بود که بعد از حدود 11 سال فعالیت، ادامه‌ی بورس در هاله‌ای از ابهام قرار گرفت. انقلاب ایران به عنوان انقلاب مستضعفین معرفی می‌شد و در این طرز تفکر، بورس یک سیستم سرمایه‌داری به‌حساب می‌آمد. بسیاری از شرکت‌های بورسی و غیر بورسی توسط دولت مصادره شد و مدیریت آن به دولت سپرده شد. در اقتصاد تا دندان دولتی ایران بورس دیگر رونق نداشت و به‌دلیل نگاه سرمایه‌داری علیه بورس شاید درد دهه 60 بورس تلخ‌ترین روزهای خود را سپری می‌کرد. فعالین بورسی تا جایی که امکان داشت از دیگران پنهان می‌کردند که در این بازار فعال هستند و مسیر سرمایه و سرمایه‌گذاری دیگر به بورس ختم نمی‌شد.

در همین دوران و با وجود اقتصاد دولتی، دولت وقت هم توانایی تغییر در نوع نگرش به بورس را نداشت و سعی می‌کرد خیلی به این بازار نپردازد تا مورد اتهام جریان‌های مختلف ابتدا انقلاب قرار نگیرد. دولتی که چالش‌های بزرگ‌تر از بورس مثل جنگ و اختلافات داخلی را عهده‌دار بود و سعی می‌کرد آن‌ها‌را به بهترین شکل مدیریت کند.

تکنوکرات‌های خصوصی‌ساز

با تمام شدن جنگ ایران و عراق و کمتر شدن جو انقلابی در دهه 60 و تغییرات در نگرش دولت جدید، شاهد اتفاقات جدیدی در کشور بودیم. هاشمی رفسنجانی بر خلاف دیگر انقلابیون که دم از ساده زیستی می‌زدند معتقد بود باید مانور تجملاتی راه بی ‌اندازیم و بجای اقتصاد دولتی باید به فکر خصوصی‌سازی باشیم. کم‌کم در کشور زمزمه‌های اجرایی کردن اصل 44 قانون اساسی یعنی به رسمیت شناختن مالکیت خصوصی و خصوصی‌سازی به گوش می‌رسید. البته اجرا کردن خصوصی‌سازی به هرچیزی شبیه بود به‌جز خصوصی‌سازی شرکت‌های دولتی. تصمیم بر آن بود که شرکت‌های دولتی از طریق بورس به مردم و بخش خصوصی واگذار شود اما اختلاف بر سر این اصل قانون باعث شد تا شرکت‌هایی از دولت واگذار شود که خیلی باعث تشویق مردم برای حرکت به بورس نمی‌شد.

تفاسیر از اصل 44 قانون اساسی متفاوت بود و بر اساس استناد به این قانون بخش مهمی از دارایی‌های دولت یعنی صنایع بزرگ و مادر، پالایشگاه‌ها، بانک‌ها، هواپیمایی و... باید در اختیار دولت باقی می‌ماند. این یعنی در واقع هیچ چیز مهمی قرار نبود از دست دولت خارج شود.

در نهایت سال 84 بود که رهبری، سیاست‌های کلی اصل 44 را ابلاغ کرد تا اختلاف بر سر تفسیر این قانون را پایان دهد. طبق این دستور دولت دیگر مالک صنایع مادر نبود و باید 80 درصد کل دارایی دولت از طریق بورس به مردم و بخش خصوصی واگذار می‌شد. هرچند نحوه اجرا کردن برخی قسمت‌های این سیاست‌ها هم هنوز محل بحث و اختلاف است. دولت در آن دوران تصمیم گرفت برای واگذاری دارایی‌های خود به بخش خصوصی آن‌ها را به شکل سهام عدالت به مردم کم درآمد و قشر ضعیف جامعه و با تخفیف بالا واگذار کند. به این شکل که به ازا هر کد ملی دولت سهام شرکت‌های دولتی را به مردم می‌داد و پول آن‌را قسطی و از سود سهام دریافت می‌کرد. در حال حاضر این طرح با کمی تغییر و بالا و پایین به شکل صندوق‌های سرمایه‌گذاری دولتی در جامعه شناخته می‌شود و دولت سعی دارد مقدار بیشتری از دارایی‌های خود را به مردم واگذار کند.

امروز دیگر بورس مثل سال‌های ابتدایی انقلاب دیده نمی‌شود و دست کم 15 میلیون ایرانی در این بازار حضور دارند. بورسی که سال‌ها در ساختمان شیشه‌ای خیابان حافظ فعالیت داشت و به تازگی بخش مهمی از فعالیت‌های خود را به خیابان سعادت آباد منتقل کرده، دغدغه میلیون‌ها ایرانی‌ست و اعتماد خیلی‌ها را به خود جلب کرده است.

 ایده‌ای که از طرف برخی بازرگانان بلژیکی مطرح شد و در مهمانخانه واندر بورس به اجرا درآمد، امروزه به یکی از بزرگترین بازارهای سرمایه در دنیا تبدیل شده و بسیاری از مردم در کل دنیا را به خود جلب کرده. امپراطوری‌ای که از بروژ آغاز شد و در آمستردام به بلوغ رسید در حال حاضر کل دنیا را به تسخیر خود درآورده و به نظر نمی‌رسد هیچ دشمنی توانایی منقرض کردن آن را داشته باشد.

در این مقاله فهمیدیم بورس از کجا آمده و چطور به ایران رسید. موضوعاتی که به عنوان یک فعال بورسی باید از آن‌ها مطلع بود و آن‌را به خوبی یاد گرفت.

جستجو