بودجه ریزی غیر واقعی آفت اقتصاد ایران

پست شده توسط علی هاشم


تاریخ انتشار : 1399/6/13


بودجه ریزی غیر واقعی آفت اقتصاد ایران

احتمالا ویدیویی که مربوط به اوایل انقلاب است که یک پیرمرد کشاورز در آن میگوید "اگر کشور به خونه‌ی من هم احتیاج داشته باشه حاضرم مجانی بهش بدم" را دیده باشید ولی چرا امروز چنین روحیه‌ای در بین مردم نمی‌بینیم؟

دولت‌ها هرسال باید با ارائه لایحه بودجه به مجلس مشخص کنند چه میزان درآمد از چه منابعی دارند و چه مقدار پول را در کجا خرج می‌کنند. اما این اعداد و ارقام تا چه میزان به واقعیت نزدیک است و محقق می‌شود؟

منابع درآمدی دولت

دولت برای درآمد در طول سال یک سری راه دارد. فروش نفت،دریافت مالیات،دریافت هزینه‌ی خدمات،اوراق قرضه و... از درآمدهای دولت هستند. اما چنین نگاهی به بودجه درست نیست چون برای مثال فروش نفت نباید به چشم درآمد دیده شود. اینکه شما ماشین خودتان را بفروشید راه درآمدی محسوب نمی‌شود. باید نگاهی اقتصادی به درآمد داشته باشیم.

مالیات یک ابزار درآمدیست که سالها حرف از اتکا بودجه به آن زده می‌شود. اما دستگاه نظارتی در مالیات باید بسیار سختگیرانه و دقیق عمل کند و با داشتن قوانین راحت و عدم نظارت نمی‌توان روی درآمد از طریق مالیات حساب باز کرد.

بودجه‌ی غیر واقعی در دولت

دولت باید تا حد ممکن با واقعیت بودجه را تنظیم کند. برای همین است که ما همیشه دچار مشکلاتی در ساختار بودجه کشور هستیم. دولت اعلام میکند من در طول سال این میزان نفت را به این قیمت می‌فروشم. اعدادی که با خوشبینی اعلام میشود و هیچ وقت هم محقق نمی‌شود و از طرفی میزان اتکا بودجه به مالیات را درصد بالایی اعلام میکند. اما چون نظارت دقیقی برای دریافت آن ندارد این بخش از بودجه نیز محقق نمی‌شود.

چند سالیست که دولت اعلام کرده مخارج دولت از محل درآمد مالیاتی تامین میشود و درآمدهای نفتی خرج پروژه‌های توسعه و عمران میشود. حرفی که به خوبی می‌دانیم یک خوش خیالی بیش نیست و همین نگاه آرمانی در بودجه،اقتصاد ایران را دچار مشکل کرده.

راه حل کسری بودجه

وقتی کشور دچار کسری بودجه می‌شود باید برای جبران آن دست به یک سری اقدامات زد. یا از بانک مرکزی پول قرض بگیرد که برای این کار بانک مرکزی باید اسکناسی بدون پشتوانه چاپ کند، یا اوراق قرضه به مردم بفروشد و یا تا حد ممکن از مخارج را کم کند. راه اول ایجاد تورم شدید می‌کند که در طول چند دهه اخیر آن را در اقتصاد ایران بسیار دیده‌ایم و راه دوم نیز علاوه بر عدم استقبال مردم، دولت را بدهکار میکند و چون از عهده پرداخت آن بر نمی‌آید باز هم تورم ایجاد میکند.

همین کسری بودجه‌های مداوم و بدهکار شدنهای پشت سر هم دولت باعث شده اقتصاد ایران در محدوده خطرناکی از نظر اقتصادی قرار بگیرد.

ارز در بودجه

قیمت ارز در بودجه باید فقط یک عامل باشد و نه همه چیز. وقتی ارز همه چیز یک بودجه می‌شود علاوه بر آنکه به دولت اجازه بالا پایین کردن قیمت را می‌دهد، مردم را نیز به خرید ارز تشویق می‌کند. در بودجه سال 98 قیمت دلار بطور میانگین حدود 6 هزار تومان در نظر گرفته شد. قیمتی که غیر واقعی بودن آن به شدت معلوم است. خب چرا دولت وقتی می‌داند نه در بازار چنین قیمتی است و نه توانایی عهده دار بودن این عدد را دارد چرا باید بودجه را با این قیمت بنویسد؟ ارسال سیگنال مثبت به بازار از طرف دولت وقتی معنا پیدا میکند که اختلاف قیمت بازار و چیزی که در ذهن دولت است بسیار فاحش نباشد.

بودجه نویسی واقعی

بودجه نویسی واقعی یعنی دولت بدون خیالپردازی سعی در اصلاح ساختار درآمدی و مخارج خود داشته باشد. اگر قرار است دولت کمتر خرج کند پس باید فکری به حال یارانه‌های نقدی و غیرنقدی پرداختی بکند. اگر هم میخواهد درآمد را مالیات محور کند، باید بدون اولویت قرار دادن بخشی، با نظارتی بسیار دقیق مالیات بگیرد و همزمان کیفیت خدمات خود را بالا ببرد.

مردمی که مالیات می‌دهند قطعا انتظار دریافت خدمات خوب دارند و نمی‌توان هم مالیات گرفت و هم خدمات را با کیفیت بد عرضه کرد. اگر نگرشی که دولت به بودجه دارد اصلاح نشود، شاید هیچوقت درمانی برای اقتصاد نتوان پیدا کرد. این باعث یک تنبلی در دولت میشود که بودجه خود را جوری تنظیم کند که از همان لحظه نخست تحقق یافتنش یک رویا باشد و همزمان در مخارج ریخت و پاش کند و نگران نباشد چون قرار است با تورم درست کردن مشکلاتش را رفع کند.

همین نکات است که باعث شده مردم در طول این چند سال نه تنها حاضر نیستند به دولت خانه‌ای بدهند بلکه حاضر نیستند مسائلی مثل مالیات را به درستی پرداخت کنند.

جستجو