دولت تدبیر و امید؛ ابزاری به اسم بورس

پست شده توسط علی هاشم


تاریخ انتشار : 1399/6/10


دولت تدبیر و امید؛ ابزاری به اسم بورس

قبل از انتخابات ریاست جمهوری سال 92، حسن روحانی به عنوان کاندیدا، حرف‌هایی میزد که به بسیار با شعار تدبیر و امیدی که انتخاب کرده بود همخوانی داشت. او برعکس دیگر رقبا، از برنامه‌هایی سخن می‌گفت که امکان مهار تورم و رشد اقتصادی در آن دیده می‌شد و بجای سخن گفتن از خودباوری در عین جنگ با دنیا، حرف از توافق و دوستی با قدرت‌های اول می‌زد. شاید به همین دلایل بود که در کنار حمایت بسیاری از چهره‌های سیاسی شناخته شده، او توانست یک موج حمایتی از خود در بین مردم بسازد. این حمایت‌ها تا سال 96 ادامه داشت و با وجود حضور رقبایی سرسخت و کاربلد او باز هم بر صندلی ریاست جمهوری تکیه زد.

دولت یازدهم و دوازدهم؛ دنیایی از تفاوت‌ها

با وجود تحقق یافتن اکثر وعده‌های انتخاباتی حسن روحانی و اداره کشور با آن همه مشکل، حد فاصل سال 92 تا 96 کمتر کسی این احتمال را می‌داد، دولت دوم او دچار سخت‌ترین روزهای یک دولت پس از انقلاب اسلامی شود. حال که او و برنامه‌هایش دچار مشکلات بی‌پایان شدند‌، عده‌ای دلیلش را ریشه در سیاست‌های انقباضی در دولت یازدهم می‌دانند و عده‌ای تحریم‌های سنگین از سوی آمریکا. دلیل هرچه باشد نه می‌توان مشکلات را کتمان کرد و نه می‌توان دولت آقای رییس جمهور را بی تقصیر قلمداد دانست. دولت دوازدهم روزهایی را سپری می‌کند که در آن قیمت دلار و طلا، کالاهای اساسی، خودرو، مسکن و خیلی چیزها بطور مداوم و با سرعتی غیر قابل مهار در حال افزایش است و مردم هرروز با کم ارزش شدن دارایی‌های خود مواجه می‌شوند.

اقتصاد نفتی، بدون نفت

چه دوست داشته باشیم و چه مخالف سرسخت اقتصاد نفتی باشیم باید قبول کرد که اقتصاد ایران، چندین دهه است که با نفت گره خورده. سیاستی که از همان ابتدا، مخالفین بسیار داشته و همواره سخن از کمرنگ کردن نقشش در اقتصاد، حتی از طرف مسئولین عالی رتبه به میان آمده. اما همچنان اقتصاد ایران به نفت متکی‌ست و پس از تحریم‌های گسترده دانلد ترامپ علیه ایران، فروش نفت بسیار کمتر از قبل و حتی کمتر از پیش‌بینی‌ تحلیل‌گران شده. دولتی که برای تحقق بودجه و به ثمر نشاندن برنامه‌هایش به فروش نفت احتیاج دارد حالا دچار کسری شدید بودجه و مشکلات فراوانی شده که باید برای آن دست به اقدامی اقتصادی بزند.

بورس راه نجات دولت؟

دولت برای جلوگیری از اتفاقات ناگوار در آینده کشور، دست به اقداماتی زد که مردم بجای سرمایه‌گذاری در حساب‌های بلند مدت بانکی و ایجاد شبه پول، به سمت سرمایه‌گذاری در بازار و تولید بروند تا در روزگار تحریم بتوان به رشد اقتصادی و توانمندی تولید برسیم. در این بین دولت دچار کسری بودجه نیز بود و باید فکری به حال این مشکل می‌کرد پس سعی در تشویق مرد برای سرمایه‌گذاری در بازار بورس کرد. تشویقی که با استقبال مردم نیز روبه‌رو شد و شاهد حضور گسترده مردم در این بازار بودیم. خیلی زمان نگذشته از روزهایی که هرکجا می‌رفتیم حرف از گرفتن کد بورسی و خرید سهام در بین مردم بود. بسیاری بر این باور هستند که دولت حسن روحانی برای آنکه بتواند ماه‌های آخر دولت را به سلامت سپری کند از بورس استفاده ابزاری کرده و با قیمت‌های غیرواقعی و کاذب صرفا سعی در جمع کردن پول مردم و جبران کسری بودجه است و بعد از پایان عمر دولت دوازدهم، شاهد یک زمین سوخته و اقتصاد مریض، بدون داشتن درمان برای تحویل به دولت بعدی هستیم. با نگاهی درست و کارشناسی به این تصمیم در کنار واگذاری سهام‌های دولتی به مردم و روند بورس نمی‌توان چنین حرف‌هایی را خیلی قابل اتکا دانست چرا که نمی‌شود از طرفی قیمت همه چیز بالا رود ولی بورس راکد بماند آن‌هم بعد از سیل سرمایه به سمت این بازار. احتمال این‌که دولت دوازدهم صرفا یک نگاه ابزاری به بورس داشته درست است اما به عنوان یک ابزار مثبت و مفید. اتفاقی که باید سال‌ها زودتر شاهد آن می‌بودیم و شاید بتوان گفت هیچ دولتی ریسک انجام چنین برنامه‌ای را نمی‌توانست قبول کند. باید دید این مسیر چه در این دولت و چه در دولت‌های بعدی به چه شکل ادامه پیدا می‌کند و روند صحیح و منطقی بورس دچار سیاست‌های غلط و بازی‌های جناحی می‌شود یا خیر؟

جستجو